الشيخ علي المشكيني

265

تفسير روان (فارسى)

[ آخرت و زندگانى حقيقى ] تفسير : و اگر از مشركان بپرسى : كيست كه از آسمان آب را نازل فرمايد - يعنى باران و برف و تگرگ را - پس زمين را بعد از مردگى و افسردگى به وسيلهء آنها زنده گرداند و نباتات ، سبز شده و در درختان آثار زندگى و خرمى پديد آيد ؟ اين قسمت حسى را كه از آنها سؤال كنى حتماً گويند خداست كه اين را كار مىكند و به قدرت او اين امور جارى مىگردد نه غير او ؛ يعنى معترف‌اند به آن كه خداست كه موجِد ممكنات است ، و با وجود اين جاى بسيار تعجب است كه بعضى از مخلوقات را با او در ستايش و پرستش شريك مىسازند ! قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ : بگو : شكر و سپاس ، خداى را كه من و پيروان مرا از اين گمراهى نگاه داشت . يا خدا را با گفتن جملهء « الحمد للَّه » حمد نما . بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْقِلُونَ : بلكه بيشتر كافران نمىانديشند و سخن متناقض مىگويند ؛ زيرا اقرار دارند به خالقيت خدا و به آن كه او خالق هر چيزى است از ممكنات ، و با وجود اين ، بت‌ها را كه قادر بر هيچ چيز نيستند با او شريك مىگردانند . ( آيهء 64 ) وَ مَا هذِهِ الْحَيَوةُ الدُّنْيَآ إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْأَخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ لغت : گفته شده اصل حَيَوان « حييان » با دو ياء مفتوح بوده است و چون جمع دو ياء متحرك ، مطلوب نبوده و ثقيل بوده ، دومى قلب به واو شده است . تفسير : اين زندگانى دنيا ، جز سرگرمى بيهوده و بازى با چيزى بىحاصل نيست . و گويند : « لهو » عملى است كه جوانان از سر شهوت كنند . و « لعب » بازى كودكان است ؛ يعنى دنيا شبيه لهوِ جوانان و لعبِ كودكان است كه يك جا جمع شوند و ساعتى بدان